در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

formula

فرمول (ریاضی، شیمی و ...) قاعده، ضابطه، دستور، قانون، دستورالعمل، روش، دستور ساخت، طریقه ساختن، طرز ترکیب

formwork

قالب‌بندی (بتن)، قالب (بتن‌ریزی)

fort

دژ، قلعه (نظامی)

fortuitous

پیش‌بینی نشده، نامنتظره، اتفاقی، تصادفی

forward

جلویی، جلو، پیشین، مقدم، به جلو، به پیش، جلو افتاده، پیش‌افتاده، پیشرفته، آماده، مشتاق، پیشگام، پیشتاز، پیشرو، به پیشرفت کمک کردن، پیش بردن، جلو بردن، ارسال کردن، فرستادن

صفحه  793  از  2222