در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

flush

همسطح، هم‌تراز، ریزش آب، فوران، انفجار، غلیان، طغیان، سرازیر شدن آب، جاری شدن، با آب شستن، آب ریختن و شستن

flushing

شستشوی سریع، شستشوی فشاری

flux

تغییر دایمی، دگرگونی مدام، جریان، سیلان، شار (فیزیک)، گدازآور، کمک‌ذوب (فلزشناسی)

fly ash

خاکستر بادی، خاکستر آتشفشانی

صفحه  784  از  2222