در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

floodlight v/

با نورافکن روشن کردن، نورافکن انداختن، نورباران کردن

floor

کف اتاق، کف، طبقه، اشکوب، قعر، ته، تالار، صحن، اعضای مجلس، حضار، حداقل، پایین‌ترین حد، فرش کردن، کف را درست کردن

floor (take the)

شروع به سخن گفتن کردن، رشته کلام را به دست گرفتن

«‹ ۷۷۶  ۷۷۷  ۷۷۸ ۷۷۹ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۷۸ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰