در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

floating

شناور، معلق، متحرک، غیرثابت

flood

سیل، سیلاب، مَد، طغیان، زیر سیل بردن، زیر آب بردن، غرق کردن، سیل گرفتن، سیل زدن، طغیان کردن (رودخانه)، هجوم آوردن، خفه کردن (کاربراتور اتومبیل)

«‹ ۷۷۵  ۷۷۶  ۷۷۷ ۷۷۸ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۷۷ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰