در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

fill

خاکریز، خاکریزی، مقدار کافی، به قدر کفایت، پر کردن، اشغال کردن (پُست)، به عهده گرفتن، انجام وظیفه کردن، منصوب کردن، به کار گماردن، پاسخ گفتن، برآوردن، رفع کردن

fill (rock)

خاکریز سنگی، سنگریز، پشته سنگریز

صفحه  756  از  2222