در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

fibre

فیبر، تار، رشته، الیاف، نخ، بافت، ترکیب، تاروپود

field

مزرعه، زمین، کشتزار، چراگاه، مرتع، میدان، محوطه، حوزه، ناحیه، منطقه، رشته (تخصصی)، زمینه کار، زمینه، عرصه، پهنه، میدان، عمل، حوزه کار، دامنه، گستره

صفحه  752  از  2222