در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

fence [encosure]

حصار، دیوار، پرچین، نرده، فنس، مانع، محصور کردن، حصار کشیدن، نرده کشیدن

fencing

نرده‌کشی، حصارکشی، چوب، سیم، توری

fender

ضربه‌گیر، سپر، حفاظ

ferry

لنج، فِری، لنج مسافر بر، لنج اتومبیل‌بر، قایق بارانداز، گذرگاه آبی، معبر آبی، عبور دادن، گذر دادن، انتقال دادن، منتقل کردن

ferry crossing

گذر از عرض رودخانه یا دریاچه توسط لنج (فِری)

ferryboat

لنج، فِری، لنج مسافربر، لنج اتومبیل‌بر

fertilization

کوددهی (زمین، خاک)، گرده‌افشانی، تلقیح (گیاه)

صفحه  751  از  2222