در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

fault reporting

گزارش دادن خطا، گزارش کردن نقص، گزارش دادن خرابی

faulting

گسلش (زمین‌شناسی)، گسیختگی قائم

faulting (slab)

جایجایی دال در امتداد درزها، گسلش دال

faulty

معیوب، خراب (دستگاه)، (کار) ناقص، غلط، نادرست، پر از غلط، پر از اشتباه

صفحه  747  از  2222