در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

fatal accident

تصادف منجربه مرگ، تصادف منجر به فوت، تصادف فوتی

fatality

تلفات، مرگ‌ومیر، بلا، مصیبت، فاجعه، مرگ، هلاکت، تقدیر، قضا و قدر، سرنوشت

fatigue

خستگی، کوفتگی، کار شاق، زحمت

fault

گسل، گسله (زمین‌شناسی)، نقص، عیب، تقصیر، گناه، قصور، کوتاهی، اشتباه، خطا، عیب‌گرفتن، ایراد گرفتن، سرزنش کردن

صفحه  746  از  2222