در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

failure

گسیختگی، ویرانی (سازه، خاک)، شکست، ناکامی، عدم موفقیت، ورشکسته، درمانده، قطع (برق، گاز)، افت، نقصان، تقلیل، وقفه، توقف، خرابی، نقص، ضعف، نارسایی، ورشکستگی، کوتاهی، قصور

صفحه  740  از  2222