در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
expenses (travel)
مخارج سفر
expenses (working)
مخارج جاری، مخارج بهرهبرداری
experience
تجربه، مهارت، پختگی، کارآزمودگی، تجربه کردن، متحمل شدن، روبرو شدن
experienced
باتجربه، کارآزموده، مجرب، پخته، خبره، کارکشته
experienced driver
راننده مجرب، راننده باتجربه
experiment
آزمایش، تجربه، آزمایش کردن، آزمودن
experimental
آزمایشی، آزمایشگاهی، تجبی
experimental method
روش آزمایشی
experimentation
آزمایش، آزمایشی
expert
متخصص، کارشناس، اهل فن، خبره، استاد، ماهر، باتجربه، کارشناسانه، تخصصی
expert (acoustics)
کارشناس صوتشناسی
expert (road safety)
کارشناس (متخصص) ایمنی راه
صفحه 726 از 2222