در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

escape road

راه اضطراری، راه نجات، راه فرار

esplanade

گردشگاه ساحلی، کران راه (راه در امتداد ساحل)

establish

بنیاد نهادن، بنا کردن، پایه‌ریزی کردن، برپا کردن، تأسیس کردن، تشکیل دادن، ایجاد کردن، برقرار کردن، تثبیت کردن، محرز کردن، محقق کردن، رسمیت بخشیدن

established

تثبیت شده، پابرجا، دایمی، رسمی

establishment

پایه‌ریزی، برپایی، بنا، تأسیس، تشکیل، ایجاد، برقراری، استقرار، تثبیت، مؤسسه، بنگاه، سازمان، بنیاد، افراد، پرسنل، دست‌اندرکاران

«‹ ۷۰۶  ۷۰۷  ۷۰۸ ۷۰۹ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۰۸ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰