در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

enforce

به اجرا درآوردن، عملی کردن (تصمیم، سیاست و ...)، به موقع اجرا گذاشتن (قانون)، تحمیل کردن، قوت بخشیدن، تقویت کردن

engage

استخدام کردن، به خدمت گرفتن، به کار گرفتن، اجاره کردن، کرایه دادن، تعهد کردن، به گردن گرفتن، جلب کردن، معطوف کردن، جا انداختن، جا زدن، جا کردن (دنده)

«‹ ۶۸۳  ۶۸۴  ۶۸۵ ۶۸۶ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۶۸۵ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰