در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

elderly

پا به سن گذاشته، پیر، سالخورده

elect

منتخب، برگزیده، انتخاب کردن، برگزیدن، اختیار کردن، تصمیم گرفتن

election

انتخاب، گزینش، رأی‌گیری، انتخابات

electric a/

الکتریکی، برقی، (مربوط به) برق، دارای برق

صفحه  666  از  2222