در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

effectiveness

تأثیرگذاری، اثربخشی، تأثیر، کارایی، کارآمدی

efficacy

تأثیر، اثر، اثربخشی، سودمندی، کارایی، خاصیت

efficiency

توانایی، قابلیت، لیاقت، کفایت، استعداد، کارایی، بازدهی، راندمان (دستگاه)

efficient a/

لایق، قابل، باکفایت، بااستعداد، کارآمد، سودمند، نتیجه‌بخش، مؤثر

effluent

منشعب (رودخانه)، جریان فرعی، شاخه فرعی، انشعاب (رود)، فاضلاب، ریزابه (شبکه فاضلاب)، سرریزه (هیدرولوژی)

«‹ ۶۶۲  ۶۶۳  ۶۶۴ ۶۶۵ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۶۶۴ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰