در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

easement

آسایش‌بخش، راحتی‌بخش، آسان‌سازی، تسهیل، جایگزینی، قرارگیری، ارتفاق (حقوق)

easement curve

منحنی پیوند، منحنی گذار (راه)، منحنی اتصال تدریجی، خط تنظیم (راه‌آهن)

eastbound a/

روبه شرق، به سمت شرق، عازم شرق، شرقی

easy

آسان، سهل، راحت، بی‌زحمت، آرام، آسوده، مساعد، مطلوب، مناسب، روان، سلیس

eccentric a/

خارج از مرکز، مختلف‌المرکز، نا هم‌مرکز، چند مرکز، نامتعارف، غیرعادی، غیر معمول

eccentriccity

خروج از مرکز، برون‌مرکزی، عجیب و غریب بودن، بی‌قاعدگی، نابهنجاری

صفحه  655  از  2222