در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
ease of maintenance
سهولت تعمیر و نگهداری
ease of repair
سهولت مرمت
easement
آسایشبخش، راحتیبخش، آسانسازی، تسهیل، جایگزینی، قرارگیری، ارتفاق (حقوق)
easement curve
منحنی پیوند، منحنی گذار (راه)، منحنی اتصال تدریجی، خط تنظیم (راهآهن)
easement of access
سهولت دسترسی
easement [on real estate]
حق ارتفاقی [در مورد املاک و مستغلات]
eastbound a/
روبه شرق، به سمت شرق، عازم شرق، شرقی
eastbound train
قطار عازم شرق
easy
آسان، سهل، راحت، بیزحمت، آرام، آسوده، مساعد، مطلوب، مناسب، روان، سلیس
easy terms
شرایط آسان
eccentric a/
خارج از مرکز، مختلفالمرکز، نا هممرکز، چند مرکز، نامتعارف، غیرعادی، غیر معمول
eccentriccity
خروج از مرکز، برونمرکزی، عجیب و غریب بودن، بیقاعدگی، نابهنجاری
صفحه 655 از 2222