در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

early

به موقع، به هنگام، سروقت، سریع، زود، زودرس، پیش از موقع، کهن، قدیمی، اولیه، نخستین، آغازین، اوایل، ابتدا

earner

نان‌آور، کار درآمدزا، کار پردرآمد

earnings

درآمد، عواید، عایدی، منافع، سود

صفحه  652  از  2222