در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
ditch
کانال، جوی، آبرو، نهر (آبیاری، زهکشی)
ditch (toe)
جوی پای خاکریز، جوی پنجه
ditch at foot of slope
جوی پای شیروانی
ditch at top of slope
جوی بالای شیروانی
ditch blinding
مسدود کردن آبرو، پر کردن آبرو
ditch maintenance
نگهداری آبرو
ditcher
خندقساز، ترانشه کن
ditching (hedging and)
پرچین کشیدن و نهر کندن
diverge
(از هم) فاصله گرفتن، دور شدن (راهها)، اختلاف پیدا کردن، جدا شدن، منشعب شدن، واگرا شدن
divergence
فاصله، دوری، واگرایی، اختلاف، تفاوت
divergence (angle of)
زاویه واگرایی، زاویه دور شدن
divergence (point of)
نقطه واگرایی
صفحه 617 از 2222