در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

telex

تلکس، تلکس کردن، با تلکس فرستادن، تلکس زدن

teller

صندوق‌دار، تحویل‌دار

temporary a/

موقت، موقتی، گذرا، زودگذر، آنی

صفحه  1953  از  2222