در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
telelens
لنز تله
telematics
تلهماتیک
telemeter
مسافتیاب، مسافتسنج، دورسنج، دوریاب
telephone
تلفن، تلفن زدن، تلفن کردن
telephone (card – operated)
تلفن کارتی
telephone (coin – operated)
تلفن سکهای
telephone (emergency)
تلفن اضطراری
telephone (public)
تلفن عمومی
telephone booth [USA]
اتاقک تلفن، کابین تلفن [اصطلاح آمریکایی]
telephone box
کابین تلفن
telephone box (aid)
باجه تلفن اضطراری
telephone call box
کابین تلفن، باجه تلفن
صفحه 1951 از 2222