در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

tail

انتها، ته، دُم، دنباله

tailback

راه‌بندان، خط زنجیر (ترافیک)

tailgate [vehicles] v/

با فاصله کم و خطرناک پشت اتومبیل جلویی حرکت کردن، سپر به سپر رانندگی کردن [وسایل نقلیه]

take

برداشتن، بردن،‌ گرفتن، تصرف کردن (زمین)، کسب کردن، ظرفیت داشتن، گنجایش داشتن، برخورد کردن، فهمیدن، درک کردن، انتخاب کردن، طول کشیدن، سوار شدن (وسیله نقلیه)، عبور کردن، رد شدن، اتخاذ کردن، اختیار کردن

« ۱۹۳۴  ۱۹۳۵  ۱۹۳۶ ۱۹۳۷ »
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۹۳۶ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰