در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

synchronization

همزمان‌سازی، همزمانی، تقارن، انطباق

synergy

اشتراک مساعی، اقدام جمعی، هم‌کوشی، معاضدت

syntax

هم‌نهشت، ساختار دستور (کامپیوتر)، نحو (زبان‌شناسی)

synthesis

ترکیب، تلفیق، هم‌نهاد، سنتز، ترکیب کردن، به هم آمیختن، تلفیق کردن

صفحه  1924  از  2222