در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

surveying (land)

نقشه‌برداری زمینی، مسّاحی، پیمایش زمینی

surveyor

مساح، نقشه‌بردار، ارزیاب

«‹ ۱۹۱۵  ۱۹۱۶  ۱۹۱۷ ۱۹۱۸ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۹۱۷ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰