در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

sudden

ناگهانی، عجولانه، غیر منتظره، غیر مترقبه، فوری

sue v/

اقامه دعوی کردن، شکایت کردن، دادخواست کردن، تحت پیگرد قانونی قرار دادن

suitable

مناسب، خوب، مقتضی، برازنده، شایسته

صفحه  1898  از  2222