در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

sudden

ناگهانی، عجولانه، غیر منتظره، غیر مترقبه، فوری

sue v/

اقامه دعوی کردن، شکایت کردن، دادخواست کردن، تحت پیگرد قانونی قرار دادن

suitable

مناسب، خوب، مقتضی، برازنده، شایسته

«‹ ۱۸۹۶  ۱۸۹۷  ۱۸۹۸ ۱۸۹۹ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۸۹۸ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰