در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

substation

ایستگاه فرعی، پُست فرعی (برق)

substitute

جانشین، جایگزین، قائم‌مقام، جانشین کردن، جایگزین کردن

substitution

تعویض، جایگزینی، جانشینی، جانشین‌سازی، جایگزین‌سازی

substratum

زیرلایه، لایه زیرین،‌لایه تکیه‌گاهی، پایه، اساس، شالوده، بنیاد، مبنا

«‹ ۱۸۹۳  ۱۸۹۴  ۱۸۹۵ ۱۸۹۶ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۸۹۵ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰