در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

steady a/

محکم، سفت، قُرص، قوی، ثابت، یکنواخت، منظم، تغییرناپذیر، دایمی، پایدار، تثبیت شدن، ثابت شدن، تثبت کردن، ثابت کردن، محکم کردن، تعادل را حفظ کردن

steam

بخار، بخار آب، نیروی بخار، بخار کردن، بخار بیرون دادن

steel

فولاد، فولادی، فولادسازی، صنایع فولادسازی

steel (cast)

فولاد خشک، فولاد ریختگی، فولاد ریخته

صفحه  1856  از  2222