در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

statutory measure

معیار قانونی، اقدام قانونی، برآورد قانونی

stay

مهار (سازه)، توقف، اقامت، ماندن، باقی ماندن، درنگ کردن،‌ ایستادن، متوقف کردن، اقامت کردن، به تعویق انداختن

stay time

زمان توقف، مدت زمان توقف

staying

مهار کردن، بکسل کردن

«‹ ۱۸۵۳  ۱۸۵۴  ۱۸۵۵ ۱۸۵۶ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۸۵۵ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰