در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

start

شروع،‌ آغاز، اول، ابتدا، خط شروع، فرصت، شانس، امکان، راه افتادن، حرکت کردن، روانه شدن، عازم شدن، شروع شدن، شروع کردن، روشن شدن، استارت خوردن، (موتور)، پیش گرفتن (سفر)، بر پا کردن، تأسیس کردن، بنیاد نهادن

starter

استارت، شروع‌کننده، آغازکننده

صفحه  1847  از  2222