در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

standardization

استانداردسازی، یکسان‌سازی، یکدست‌سازی

standardize v/

استاندارد کردن، یکدست کردن، یکسان ساختن

standby a/

آماده به کار، کمکی، ذخیره، رزرو نشده، تأییدنشده (بلیط)، اضطراری (برق)

standby mode

حالت آماده به کار، وضعیت آماده

standby plan

طرح آماده به کار، طرح آماده باش، طرح اضطراری

standee

مسافر ایستاده (مثلاً در اتوبوس)

standing

مقام، منزلت، جایگاه، پایگاه، اعتبار، شهرت، موقعیت، مدت، زمان، دایمی، همیشگی، ثابت، مستمر، ایستاده، سرپا، راکد (آب)

صفحه  1846  از  2222