در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

spout

ناودان (بام)، فوران، فواره، فوران کردن، فواره زدن

sprawl

ناحیه در هم برهم، منطقه بی‌نظم، ناحیه بی‌نقشه، به صورتی نامنظم قرار گرفتن، به صورت پراکنده قرار گرفتن، به صورت پراکنده گسترش یافتن

sprawl (urban)

توسعه شهری پراکنده، رشد شهری بی‌رویه و بی‌برنامه

spray

قطرات ریز، نم آب، ترشح، اسپری، افشانه، پاشیدن، اسپری کردن

sprayer

افشانه، اسپری، رنگ‌پاش

spraying

اسپری کردن، افشاندن، پاشیدن

صفحه  1831  از  2222