در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

speedometer

کیلومترشمار، سرعت‌سنج (در اتومبیل)

speedway

پیست اتومبیلرانی، بزرگراه (در آمریکا)

speedy

سریع، تند، پرشتاب، فوری، بی‌معطلی

spend v/

خرج کردن، مصرف کردن، استفاده کردن، گذراندن، به سر بردن

spending

هزینه‌ها، مخارج، بودجه

spending (induced)

هزینه القا شده، هزینه القایی، هزینه انگیخته

«‹ ۱۸۲۵  ۱۸۲۶  ۱۸۲۷ ۱۸۲۸ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۸۲۷ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰