در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

spans (interconnected)

دهانه‌های به‌هم‌پیوسته، دهانه‌های یکسره (متصل به‌هم)

spare

اضافی، یدکی، زاپاس، اضافه، آزاد، خالی (وقت)، قطعه یدکی، رحم کردن، بخشیدن، ع فو کردن، معاف کردن، اختصاص دادن (وقت، پول)

صفحه  1815  از  2222