در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
snaw – clearing vehicle
وسیله نقلیه برفروب
snaw – covered road
راه پوشیده از برف
snow
برف، ریزش برف، بارش برف، برف آمدن، برف باریدن
snow (area of deep)
منطقه پربرف
snow (carbon diocide)
برف دیاکسیدکربن، برف خشک، دیاکسیدکربن جامد
snow (compacted)
برف روی هم انباشته شده، برف متراکم
snow (depth of)
ارتفاع برف
snow (hard)
برف سنگین
snow (height of)
ارتفاع برف
snow (layer of)
لایه برف
snow (new)
برف تازه
snow (powdery)
برف پودری، گرد برف
صفحه 1795 از 2222