در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

slowdown

کاهش، نقصان، افت، کم‌کاری، کندکاری

slum

حلبی‌آباد، محله زاغه‌نشینان

slump

نشست، افت (بتن، ملات)

slurry

گل روان، گل حفاری، دوغاب

small

کوچک، کم، اندک، جزء، بی‌اهمیت، جزیی، ناچیز

صفحه  1791  از  2222