در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

slab faulting

جابجایی دال در امتداد درزها، گسلش دال

slack

شل، آزاد، لق، کساد، راکد، بی‌رونق، کم (تقاضا)، ساکن (آب‌وهوا)

slacking

کندی، کند شدن، کاهش یافتن

slag

سرباره، روباره، تفاله

صفحه  1782  از  2222