در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

sieving

الک کردن، سرند کردن

sight

بینایی، دید، رؤیت، مشاهده، میدان دید، منظره، چشم‌انداز، دیدن، رؤیت کردن، مشاهده کردن، بررسی کردن

صفحه  1733  از  2222