در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

shield

حفاظ، سپر، زره حفاری (تونل)، جدابند (گودبرداری)، سپر محافظ، محافظت کردن، حفاظت کردن، حفاظ گذاشتن، حمایت کردن

shift

تغییر، دگرگونی، جابجایی، نقل مکان، شیفت، نوبت، راه‌حل، چاره، جابجا شدن، نقل مکان کردن، جابجا کردن، تغییر مکان دادن، کار عوض کردن

ship

کشتی، با کشتی فرستادن، با کشتی حمل کردن، ارسال کردن، فرستادن، حمل کردن، سوار کشتی شدن، با کشتی سفر کردن

shipment

محموله، بار، حمل، ارسال، حمل با کشتی (کالا)

shipping

کشتیرانی، ناوگان دریایی، کشتی‌ها، حمل با کشتی، هزینه حمل با کشتی

صفحه  1721  از  2222