در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
serviceability (present)
قابلیت سرویسدهی کنونی
serviceability (winter)
قابلیت سرویسدهی زمستانی
serviceability index (present)
شاخص خدمترسانی فعلی، شاخص سرویسدهی کنونی
services (land with access to all)
زمین با دسترسی به تمامی خدمات
services (main) [roads and mains]
خدمات اصلی [راهها، شبکههای آب، برق و ...]
services (performance of)
عملکرد خدمات
services reccess (emergency)
اتاقک خدمات اضطراری
services signing
علایم (تابلو) خدمات رسانی، نصب علایم (تابلو) خدماترسانی
servicing (vehicle)
تعمیر وسیله نقلیه، سرویس وسیله نقلیه
servicing [car]
تعمیر [ماشین]
serving the driver
امدادرسانی به راننده، کمک کردن به راننده
servitude
بیکاری، اعمال شاقه، بردگی
صفحه 1709 از 2222