در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

serve

خدمت کردن، کار کردن، انجام وظیفه کردن، پذیرایی کردن، راه انداختن، تجهیز کردن، رفتار کردن، سپری کردن، صرف کردن

service

خدمت، سرویس، کار، انجام وظیفه، سیستم خدمات (عمومی)، خدمات شهری، اتوبوس، قطار، رسیدگی، تعمیر، سرویس کردن، رسیدگی کردن، تعمیر کردن، نیازها را تأمین کردن، سرویس دادن

«‹ ۱۷۰۳  ۱۷۰۴  ۱۷۰۵ ۱۷۰۶ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۷۰۵ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰