در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

scater

متفرق شدن، پراکنده شدن (جمعیت)، متفرق کردن، پراکنده کردن، پخش کردن، ریختن، پاشیدن

scene

محل، محل وقوع، صحنه، وضعیت، منظره، چشم‌انداز

scenery

محیط، منظره، چشم‌انداز

schedule

برنامه، برنامه زمان‌بندی شده، جدول زمان‌بندی، جدول زمانی، ریز، لیست، فهرست، سیاهه، صورت، در برنامه گذاشتن، برنامه‌ریزی کردن، برنامه تهیه کردن

صفحه  1676  از  2222