در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

satisfaction

رضایت، رضایت خاطر، خرسندی، خشنودی، برآوردن، رفع، موجب رضایت، اسباب رضایت، پاسخ مقتضی، جبران، تلاقی، تأدیه، بازپرداخت (قرض)

satisfy

راضی کردن، خشنود کردن، برآورده کردن، رفع کردن، قانع کردن، متقاعد کردن، ادا کردن، تأدیه کردن (قرض)

saturate

(در آب) خیساندن، کاملاً خیس کردن، پر کردن، انباشتن، اشباع کردن

«‹ ۱۶۷۰  ۱۶۷۱  ۱۶۷۲ ۱۶۷۳ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۶۷۲ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰