در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

rim

لبه، دوره، حاشیه، کناره، زهوار،‌ دیواره، طوقه (چرخ)، لبه‌دار کردن، حاشیه کشیدن دور چیزی

rime

یخ‌بست، برفک، شبنم یخ‌زده

ring

حلقه، انگشتر، گروه، محفل، دایره، شبکه، دسته، زنگ، طنین، حلقه زدن، احاطه کردن، زنگ زدن، صدا کردن، به صدا در آوردن، تلفن کردن، تلفن زدن

ring road

راه کمربندی، جاده کمربندی

صفحه  1604  از  2222