در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
ride (bicycle)
دوچرخهسواری
ride quality index
شاخص کیفیت راندن، شاخص کیفیت سواری
ride quality [USA]
کیفیت سواری، کیفیت راندن
ride sharing
همپیمایی، سواری مشترک
rideability
معیار کیفیت تردد یک روسازی
rider
سوار، راکب، سوارکار، دوچرخهسوار، موتورسوار
rider (captive)
مسافر مفید، مسافر اجباری
rider (choice)
راکب دارای حق انتخاب
ridership
تعداد مسافران استفادهکننده از یک سیستم حملونقل عمومی در یک دوره زمانی مشخص
ridge
کاکل، تیزه (شیروانی)، پشته، تیغه (زمینشناسی)
ridge beam
تیر جناغی، تیر کاکل
ridge roof
بام دوشیب
صفحه 1599 از 2222