در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

ribbed slab

دال دنده‌دار، دال تیرک‌دار (بتن مسلح)

ribbon

باریکه، نواره، نوار

rich

ثروتمند، پولدار، دارا، توانگر، باارزش، ارزشمند، سرشار، غنی، مقوی، مغذی، حاصلخیز، پربار

rich mix

مخلوط پرمایه (بتن، ملات)

ride

سواری، گردش سواره، راه مالرو، سوار بودن، سوار شدن، سوار اسب شدن، سوار دوچرخه شدن، سوار موتورسیکلت شدن، مسافرت کردن، رفتن، راندن، هدایت کردن (دوچرخه، اتومبیل)، سواره گذشتن، سواره عبور کردن، سواره پیمودن

«‹ ۱۵۹۶  ۱۵۹۷  ۱۵۹۸ ۱۵۹۹ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۵۹۸ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰