در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

revaluation

ارزیابی مجدد، ترمیم ارزش پول، ترقی، افزایش ارزش

revenue

درآمد، عایدی، درآمد دولت

reverberation

انعکاس، بازتاب، بازگشت، طنین، پژواک، پیامد، نتیجه

reversal

عکس، صورت عکس، معکوس، نقض، ضد، خلاف، وارونه، تغییر

reverse

مخالف، مغایر، متناقض، معکوس، برعکس، متضاد، واژگون، وارونه، نقطه مقابل، دنده عقب، دور زدن با دنده عقب، برعکس کردن، معکوس کردن، با دنده عقب بردن، عقب گذاشتن، تغییر دادن، عوض کردن، معکوس کار کردن (موتور)

صفحه  1595  از  2222