در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
retail trader
خردهفروش
retailer
خردهفروش
retain
حفظ کردن، نگهداشتن، به خاطر سپردن، سر کردن، مانع شدن
retained fraction [aggregate]
نسبت مانده روی الک، درصد مانده روی الک [سنگدانه]
retainer
وسیله نگهدارنده، حامل، ضامن، بازدار، نگهدار، حقالعمل دایمی
retaining a/
نگهدارنده، حایل، محفظ، حافظ
retaining structure
سازه حایل، سازه نگهدارنده
retaining wall
دیوار حایل (سازه)
retaining wall (reinforced)
دیورا حایل مسلح، دیوار نگهدارنده مسلح
retard
کند کردن، آهسته کردن، وقفه ایجاد کردن، به تأخیر انداختن، به تعویق انداختن، مانع ایجاد کردن
retarder (setting) [concrete]
کندگیرکننده [بتن]
retarder [concrete]
کندگیرکننده [بتن]
صفحه 1590 از 2222