در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

retain

حفظ کردن، نگه‌داشتن، به خاطر سپردن، سر کردن، مانع شدن

retainer

وسیله نگهدارنده، حامل، ضامن، بازدار، نگهدار، حق‌العمل دایمی

retard

کند کردن، آهسته کردن، وقفه ایجاد کردن، به تأخیر انداختن، به تعویق انداختن، مانع ایجاد کردن

صفحه  1590  از  2222