در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
restraint system (vehicle)
سیستم بازدارنده وسیله نقلیه
restrict
محدود کردن، منحصر کردن، محدودیت ایجاد کردن، محدودیت قایل شدن، حد قایل شدن، مانع ایجاد کردن
restricted a/
محدود، کنترلشده، کوچک، محقر، (منطقه) تحت نظارت، (منطقه) کنترلشده، ممنوع، ممنوعه
restricted area
منطقه محدود، محدوده
restricted kerb parking
پارکینگ حاشیهای محدود
restricted operating conditions
شرایط عملکردی محدود، شرایط بهرهبرداری محدود
restricted traffic movement
حرکت محدود ترافیک
restricted vehicle access
دسترسی محدود وسایل نقلیه
restricted visibility
قابلیت دید محدود
restricted zone
ناحیه محدودشده، ناحیه ممنوعه، منطقه منع عبورومرور
restriction
محدودیت، تحدید، نظارت، کنترل، قیدوبند، مانع
restriction (carriageway width)
محدودیت عرض سوارهرو
صفحه 1587 از 2222