در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

resonance

طنین، بازآوایی، همنوایی، همگامی

resort

راه‌حل، چاره، وسیله، توسل، تفریحگاه، استراحتگاه، اقامتگاه، مهمانسرا، هتل تفریحی، آمدوشد کردن، سر زدن

resort (summer)

تفریحگاه تابستانی، استراحتگاه تابستانی

resource

ذخیره، سرچشمه، منبع، چاره، وسیله، پناه، تأمین مالی کردن، امکانات مالی فراهم کردن

resources

منابع، ذخایر، امکانات مالی، توانایی‌های مالی، دارایی‌، ثروت

respect

احترام، عزت، ملاحظه، توجه، مورد، جهت، خصوص، جنبه، لحاظ، حیث، نظر، احترام گذاشتن، محترم شمردن، رعایت کردن، مراعات کردن، ملاحظه کردن، توجه کردن، در نظر گرفتن

respite

استراحت، فراغت، تسکین، وقفه، امان، مهلت، فرجه

صفحه  1583  از  2222