در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

remain

باقی ماندن، بر جا ماندن، به قوت خود باقی ماندن، توقف کردن، اقامت کردن

remains

آثار، بقایا، ته‌مانده، باقیمانده، ویرانه‌ها

remedial

درمانی، ترمیمی، اصلاحی، جبرانی، تقویتی (کلاس، درس)

remedy

معالجه، درمان، علاج، جبران، ترمیم، اصلاح کردن، جبران کردن، ترمیم کردن

remix

(دوباره) مخلوط کردن

remote

دور، دورافتاده، پرت، بی‌ربط، نامربوط، ناچیز، کم، اندک

«‹ ۱۵۶۱  ۱۵۶۲  ۱۵۶۳ ۱۵۶۴ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۵۶۳ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰